تحقیق توحيد و معرفت

25000 تومان

توحيد و معرفت بحثهاى توحيدى نهج البلاغه را شايد بتوان اعجاب‏انگيزترين بحثهاى آن دانست.بدون مبالغه،اين بحثها با توجه به مجموع شرايط پديد آمدن آنها در حد اعجاز است. بحثهاى نهج البلاغه در اين زمينه مختلف و متنوع است.قسمتى از آنها از نوع مطالعه در مخلوقا

توضیحات

تحقیق توحيد و معرفت

دانلود تحقیق با موضوع توحيد و معرفت،
در قالب word و در 55 صفحه، قابل ویرایش.

بخشی از متن تحقیق:
توحيد و معرفت بحثهاى توحيدى نهج البلاغه را شايد بتوان اعجاب‏انگيزترين
بحثهاى آن دانست.بدون مبالغه،اين بحثها با توجه به مجموع شرايط پديد آمدن
آنها در حد اعجاز است.
بحثهاى نهج البلاغه در اين زمينه مختلف و متنوع
است.قسمتى از آنها از نوع مطالعه در مخلوقات و آثار صنع و حكمت الهى است.در
اين قسمت گاهى نظام كلى آسمان و زمين را مطرح مى‏كند،گاه موجود معينى را
مثلا«خفاش‏»يا«طاووس‏»يا«مورچه‏»را مورد مطالعه قرار مى‏دهد و آثار آفرينش
يعنى دخالت تدبير و توجه به هدف را در خلقت اين موجودات ارائه مى‏دهد.ما
براى اينكه نمونه‏اى از اين قسمت‏به دست داده باشيم،بيان آن حضرت را در
مورد«مورچه‏»نقل و ترجمه مى‏كنيم.در خطبه‏227 چنين آمده است:! الا ينظرون
الى صغير ما خلق كيف احكم خلقه و اتقن تركيبه و فلق له السمع و البصر،و سوى
له العظم و البشر؟انظروا الى النملة فى صغر جثتها و لطافة هيئتها لا تكاد
تنال بلحظ البصر،و لا بمستدرك الفكر،كيف دبت على ارضها و صبت على
رزقها،تنقل الحبة الى جحرها و تعدها فى مستقرها،تجمع فى حرها لبردها و فى
وردها لصدرها،مكفولة برزقها،مرزوقة بوفقها،لا يغفلها المنان، و لا يحرمها
الديان،و لو فى الصفا اليابس و الحجر الجامس،و لو فكرت فى مجارى اكلها و فى
علوها و سفلها،و ما فى الجوف من شراسيف بطنها،و ما فى الراس من عينها و
اذنها لقضيت من خلقها عجبا.
آيا در مخلوق كوچك او دقت نمى‏كنند؟چگونه
به خلقتش استحكام بخشيده و تركيبش را استوار ساخته،به او دستگاه شنوايى و
بينايى عنايت كرده و استخوان و پوست كامل داده است؟
در مورچه با اين
جثه كوچك و اندام لطيف بينديشيد.آنچنان كوچك است كه نزديك است‏با چشم ديده
نشود و از انديشه غايب گردد.چگونه با اين جثه كوچك روى زمين مى‏جنبد و بر
جمع روزى عشق مى‏ورزد و دانه را به لانه خود حمل مى‏كند و در انبار نگهدارى
مى‏نمايد،در تابستانش براى زمستانش گرد مى‏آورد و هنگام ورود اقامت
زمستانى،زمان بيرون آمدن را پيش‏بينى مى‏كند.اينچنين موجود اينچنين روزى‏اش
تضمين شده و تطبيق داده شده است.خداوند منان هرگز او را از ياد نمى‏برد، و
لو در زير سنگ سخت‏باشد.اگر در مجراى ورودى و خروجى غذا و در ساختمان شكم
او و گوش و چشم او كه در سرش قرار داده شده تفكر و تحقيق كنى و آنها را كشف
كنى،سخت در شگفت‏خواهى رفت.
ولى بيشتر بحثهاى نهج البلاغه در باره
توحيد،بحثهاى تعقلى و فلسفى است.اوج فوق العاده نهج البلاغه در اين بحثها
نمايان است.در بحثهاى توحيدى تعقلى نهج البلاغه آنچه اساس و محور و
تكيه‏گاه همه بحثها و استدلالها و استنتاجهاست،اطلاق و لاحدى و احاطه ذاتى و
قيومى حق است.على عليه السلام در اين قسمت داد سخن را داده است،نه پيش از
او و نه بعد از او كسى به او نرسيده است.
مساله ديگر«بساطت مطلقه‏»و
نفى هر گونه كثرت و تجزى و نفى هر گونه مغايرت صفات حق با ذات حق است.در
اين قسمت نيز مكرر بحث‏به ميان آمده است.
يك سلسله مسائل عميق و
بى‏سابقه ديگر نيز مطرح است از قبيل:اوليت‏حق در عين آخريت او و ظاهريت او
در عين باطنيتش،تقدم او بر زمان و بر عدد و اينكه قدمت او قدمت زمانى و
وحدت او وحدت عددى نيست،علو و سلطان و غناى ذاتى حق،مبدعيت او و اينكه شانى
او را از شان ديگر شاغل نمى‏شود،كلام او عين فعلش است،حدود توانايى عقول
بر ادراك او و اينكه معرفت‏حق از نوع تجلى او بر عقول است نه از نوع احاطه
اذهان بر يك معنى و مفهوم ديگر،سلب جسميت و حركت و سكون و تغيير و مكان و
زمان و مثل و ضد و شريك و شبيه و استخدام آلت و محدوديت و معدوديت از او،و
يك سلسله مسائل ديگر كه به حول و قوه الهى براى هر يك از اينها نمونه‏اى
ذكر خواهيم كرد.
اينها مباحثى است كه در اين كتاب شگفت مطرح است و يك فيلسوف وارد در عقايد و افكار فلاسفه قديم و جديد را سخت غرق در اعجاب مى‏كند.
بحث
تفصيلى درباره همه مسائلى كه در نهج البلاغه در اين زمينه آمده است‏خود يك
كتاب مفصل مى‏شود و با يك مقاله و دو مقاله توضيح داده نمى‏شود.ناچار به
اجمال بايد بگذريم ولى براى اينكه بتوانيم نگاهى اجمالى به اين بخش نهج
البلاغه بكنيم،ناچاريم مقدمتا به چند نكته اشاره كنيم:
اعتراف تلخ
ما
شيعيان بايد اعتراف كنيم كه بيش از ديگران درباره كسى كه افتخار نام پيروى
او را داريم ظلم و لا اقل كوتاهى كرده‏ايم.اساسا كوتاهيهاى ما ظلم است.ما
نخواسته و يا نتوانسته‏ايم على را بشناسيم. بيشتر مساعى ما در باره تنصيصات
رسول اكرم صلى الله عليه و آله درباره على عليه السلام و سب و شتم كسانى
كه اين نصوص را ناديده گرفته‏اند بوده است،نه درباره شخصيت عينى مولا
على.غافل از اين كه اين مشكى كه عطار الهى بحق معرف اوست‏خود بوى دلاويزى
دارد و بيش از هر چيز لازم است مشامها را با اين بوى خوش آشنا كرد،يعنى
بايد آشنا بود و آشنا كرد.معرفى عطار الهى به اين منظور بوده كه مردم با
بوى خوش آن آشنا شوند،نه اينكه به گفته عطار قناعت ورزند و تمام وقت‏خويش
را صرف بحث در معرفى وى كنند نه آشنايى با او.
آيا اگر نهج البلاغه از
ديگران مى‏بود با او همين گونه رفتار مى‏شد؟كشور ايران كانون شيعيان على
عليه السلام است و مردم ايران فارسى زبان‏اند.شما نگاهى به شرحها و
ترجمه‏هاى فارسى نهج البلاغه بيفكنيد و آنگاه درباره كارنامه خودمان قضاوت
كنيد

تحقیق توحيد و معرفت

اطلاعات بیشتر

حجم فایل

29 کیلوبایت

تعداد صفحات

55

فرمت فایل اصلی

word

فرمت فایل دانلودی

.zip